الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
110
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
شود . اين معنى پس از خلقت جهان مادّه ، تصوّر مىشود زيرا با خلقت جهان مادّه زمان به وجود مىآيد و حدوث و عدم زمانى مفهوم پيدا مىكند . منظور از حدوث ذاتى آن است كه قطع نظر از پيدايش جهان مادّه چيزى در ذات خود حادث باشد يا به تعبير ديگر وجودش از درون ذاتش نجوشد . بلكه وابسته و معلول وجود ديگرى باشد و مسلّم است كه هيچ يك از اين دو حدوث در ذات پاك خداوند كه واجب الوجود است و هميشه بوده و خواهد بود ، بلكه وجودش عين هستى است ، راه ندارد . ( دقّت كنيد ) 4 - آيا واژهء « موجود » بر خداوند اطلاق مىشود ؟ آيا مىتوان واژهء « موجود » را بر خداوند اطلاق كرد ؟ ظاهر تعبير بالا كه مىفرمايد : « موجود لا عن عدم ، او وجود دارد امّا نه به اين معنى كه سابقهء عدم و نيستى داشته باشد » ، اين است كه اطلاق اين واژه بر ذات پاك او مانعى ندارد . ولى مسلّما مفهوم اصلى اين واژه كه اسم مفعول است و معنايش اين است كه ديگرى او را هستى بخشيده در بارهء ذات او صدق نمىكند و موجود در اين جا مفهوم ديگرى دارد و به معناى دارندهء وجود است همان گونه كه در بعضى از شروح نهج البلاغه نيز به آن تصريح شده كه موجود گاهى بر ماهيّات ممكنه كه وصف وجود به خود گرفتهاند ، اطلاق مىشود و گاه موجود گفته مىشود و منظور خود وجود و هستى است . « 1 » اين تعبير ( موجود ) در بعضى از روايات اصول كافى نيز آمده است . « 2 »
--> ( 1 ) مفتاح السعادة فى شرح نهج البلاغه ، جلد 1 ، صفحهء 139 . ( 2 ) اصول كافى ، جلد 1 ، باب أدنى المعرفة ، حديث 1 ، و نيز جلد 1 ، باب النهى عن الصفة ، حديث 1 ، و نيز جلد 1 ، باب جوامع التوحيد ، حديث 4 .